به گزارش شهرآرانیوز؛ سی و دو روز از آغاز جنگی میگذرد که نهتنها جغرافیای خاورمیانه، بلکه اقتصاد جهانی، سیاست داخلی قدرتهای بزرگ و حتی روایتهای رسانهای در جهان را تحت تأثیر قرار داده است. اگر در روزهای نخست بسیاری از تحلیلها حول «عملیات سریع» و «تغییر موازنه در چند هفته» میچرخید، اکنون با گذشت بیش از یک ماه، تیترها و تحلیلهای رسانههای معتبر جهان تصویری بسیار پیچیدهتر ترسیم میکنند. از بحران انرژی و تلاطم بازارها گرفته تا فرسایش توان نظامی و فشارهای سیاسی داخلی، رسانههای جهانی در روز سی و دوم جنگ بیش از هر زمان دیگری از «هزینههای فزاینده» این درگیری سخن میگویند.
یکی از برجستهترین روایتها در رسانههای غربی، موضوع فرسایش نظامی است. بلومبرگ گزارش داده که کشورهای خلیج فارس پیش از آغاز جنگ حدود ۲۸۰۰ موشک پدافندی در اختیار داشتند، اما طی این مدت دستکم ۲۴۰۰ موشک رهگیر مصرف کردهاند؛ رقمی که نشاندهنده سرعت بالای مصرف ذخایر دفاعی در منطقه است.
همزمان، تحلیل دیگری از بلومبرگ هشدار میدهد که استفاده گسترده از مهمات پیشرفته آمریکا، از جمله موشکهای کروز و سامانههای رهگیر، میتواند آمادگی نظامی واشنگتن در برابر چین را تضعیف کند. به بیان دیگر، جنگی که قرار بود محدود بماند، اکنون به عاملی برای نگرانیهای راهبردی گستردهتر تبدیل شده است. در همین چارچوب، واشینگتنتایمز نیز گزارش داده که ذخایر مهمات آمریکا پس از حملات هوایی گسترده به ایران به سرعت در حال کاهش است و جایگزینی این تسلیحات زمانبر خواهد بود.
تقریباً در همه گزارشها یک نقطه مشترک دیده میشود: «تنگه هرمز». بسیاری از رسانهها این گذرگاه را مهمترین اهرم جنگ معرفی کردهاند. اکونومیست معتقد است ایران با استفاده از این گلوگاه حیاتی توانسته امتیازاتی به دست آورد که شاید از مسیر دیپلماسی به دست نمیآمد. نیو عرب نیز گزارش داده تهران با اعمال تعرفه و کنترل عبور برخی کشتیها عملاً شرایط خود را در این مسیر دیکته میکند.
بلومبرگ در گزارشی دیگر هشدار داده «شوک نفتی تنگه هرمز» در حال حرکت به سمت اقتصادهای غربی است. دادههای این رسانه نشان میدهد تعداد کشتیهایی که به طور منظم از این تنگه عبور میکنند به شکل قابل توجهی کاهش یافته است. در همین حال، فایننشال تایمز هم نوشته که بسیاری از برنامهریزان نظامی غربی نسبت به امکان بازگشایی کامل این مسیر صرفاً از طریق اقدام نظامی بدبین هستند.
پیامدهای اقتصادی جنگ در تیترهای رسانههای بینالمللی بسیار پررنگ است. رویترز گزارش داده پس از حمله به یک نفتکش، قیمت نفت آمریکا بیش از سه دلار افزایش یافته و به حدود ۱۰۶ دلار در هر بشکه رسیده است.
همزمان دادههای GasBuddy نشان میدهد قیمت بنزین در آمریکا برای نخستین بار در سه سال گذشته از مرز چهار دلار در هر گالن عبور کرده است؛ موضوعی که به گفته نیویورکتایمز مستقیماً بر وضعیت مالی بیش از نیمی از خانوارهای آمریکایی تأثیر گذاشته است.
در شرق آسیا نیز اثرات این بحران دیده میشود. ژاپن تایمز گزارش داده سقوط ارزش ین به نزدیکی ۱۶۰ در برابر دلار، بازار سهام توکیو را به پایینترین سطح خود در سال ۲۰۲۶ رسانده است. در اروپا نیز فشارها افزایش یافته است. اسپوتنیک به نقل از یک سند دیپلماتیک نوشته اتحادیه اروپا تاکنون حدود ۱۳ میلیارد یورو هزینه اضافی برای واردات انرژی پرداخت کرده است.
در کنار پیامدهای اقتصادی، رسانهها از شکافها و اختلافات سیاسی نیز گزارش میدهند. آسوشیتدپرس نوشته برخی متحدان آمریکا در خلیج فارس، از جمله امارات و بحرین، خواهان ادامه جنگ و حتی بررسی گزینه حمله زمینی هستند، در حالی که کشورهایی مانند عمان و قطر بر راهحل دیپلماتیک تأکید دارند.
هاآرتص نیز وضعیت ائتلاف آمریکا و اسرائیل را نوعی «فلج راهبردی» توصیف کرده است؛ وضعیتی که در آن حملات هوایی نتوانسته اهداف اعلامشده را محقق کند و گزینه حمله زمینی نیز به دلیل هزینههای احتمالی بسیار پرریسک به نظر میرسد. در اروپا نیز نشانههایی از اختلاف دیده میشود. روزنامه ایتالیایی کوریره دلا سرا گزارش داده ایتالیا اجازه استفاده برخی پروازهای نظامی آمریکا از پایگاه سیسیل را نداده است.
بخش مهمی از تحلیلهای رسانهای به پیامدهای سیاسی جنگ در آمریکا اختصاص دارد. دادههای تحلیلی Silver Bulletin نشان میدهد میزان محبوبیت دونالد ترامپ به زیر ۴۰ درصد رسیده است. سیانان نیز گزارش داده شاخص رضایت خالص از عملکرد او به منفی ۱۷ واحد سقوط کرده است؛ رقمی که نشاندهنده افزایش نارضایتی عمومی در بحبوحه افزایش قیمت انرژی است.
بارونز نیز در تحلیلی نوشته بازارها دیگر به وعدههای سیاسی درباره پایان سریع جنگ اعتماد ندارند. حتی اعلام «مذاکرات جدی» برای پایان دادن به درگیری نیز نتوانسته تلاطم بازار نفت را مهار کند.
در همین حال، برخی رسانهها از تلاش واشنگتن برای تقسیم هزینههای جنگ خبر میدهند. رویترز گزارش داده کاخ سفید به دنبال آن است که کشورهای عربی بخشی از هزینههای عملیات نظامی را تأمین کنند.
در میان تحلیلها، اختلاف نظر قابل توجهی درباره نتیجه جنگ دیده میشود. فارن پالیسی در گزارشی صریح نوشته است: «ترامپ در حال شکست در جنگ با ایران است» و اهداف اصلی واشنگتن هنوز محقق نشدهاند.
گاردین نیز معتقد است جنگی که با وعده پیروزی سریع آغاز شد اکنون به وضعیتی تبدیل شده که خروج از آن برای دولت آمریکا دشوار شده است.
در مقابل، برخی رسانهها بر پیچیدهتر شدن معادله تأکید دارند. فایننشال تایمز نوشته در صورت ادامه روند کنونی، ممکن است ایران نه تنها تضعیف نشود بلکه با موقعیتی قدرتمندتر از جنگ خارج شود.
شاید مهمترین جمعبندی رسانههای جهانی این باشد که این جنگ دیگر صرفاً یک درگیری منطقهای نیست. افزایش قیمت انرژی، نوسان بازارها، فشار بر اقتصادهای بزرگ و نگرانی از اختلال در مسیرهای حیاتی تجارت دریایی نشان میدهد دامنه این بحران بسیار فراتر از میدانهای نبرد گسترش یافته است.
به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند اکنون پرسش اصلی دیگر این نیست که چه کسی در میدان جنگ برتری دارد؛ بلکه این است که اقتصاد جهانی تا چه اندازه میتواند فشار ناشی از ادامه این بحران را تحمل کند.